طنز ایران

شعر زیبای مرد چهار زنه : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۰۹ اسفند, ۱۳۸۸

: مرد چهار زنه دوستی داشتم لرستا نی یار دیرینه ی دبستانی دیدمش بعد سالیان دراز همرهش چار زن همه طناز مات و مبهوت گشتم از حالش كه لری آهوان به دنبالش گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت ! تو چگونه كنی ز جا حركت گفت : این كار ماجرا دارد هر یكی حكمتی جدا دارد اولی را كه هست خوشگل و ناز من گرفتم ز خطه ی شیراز تا كه شب ها قرینه ام باشد سر او روی سینه ام باشد بهر اوقات روزهایم نیز زن گرفتم ز خطه ی تبریز چون زن ترك، خوش بر و بازوست
Mgh Mgha:
خانه دار و نظیف و كد بانوست دست پختش كه محشر كبراست بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست ظرف یك سال بسته ام بارم چون زنی هم ز اصفهان دارم كشد از ماست تار مویی را یادمان داده صرفه جو یی را دركم و بیش اوستاد ست او متخصص در اقتصاد است او بس كه در اقتصاد پا دارد بی گمان فوق دكترا دارد زن چارم كه ختم آنان است شیری از خطه ی لرستان است گفتمش با وجود آن سه هلو زن چارم بر ای چیست؟ بگو گفت گهگاه بنده گشتم اگر عصبانی ز همسران دگر آن زمان جا ی آن سه تا، بی شك این یكی را كشم به زیر كتك

درددل يك بزاز اصفهاني :طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۱۶ آذر, ۱۳۸۸

درددل يك بزاز اصفهاني :

خانووم… بعد از اين كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفته س وديده س و نخريدس ، بالاخره، باري آخركه اومدس، يه دفعه ديگه هم پارچه را ديدس، اين دفعه ، كم و بيش پسنديده س وخبري مرگش خريدس.

برده س ، برا اينكه بعدآ آب نرد و كو چیك نشد ، پارچه را شسته س ، بعدش بريد ه س ، داده س خياط براش دوخته س ، پوشيده اس ، باهاش رفته اس عروسي، توعروسي كلي پزداده س، قر داده س ، رقصيده س ، لاسيده س……..
بعدش رفته س خونه ، كلي توش نيشسته س ، با هاش بغل شوورش خوابيده س وغلطيده س وكپيده س .

خيري سرش كلي توش گوزيده س و چسيده س . يه چند روز بعد دلشو زد ه س، رفته س پيرنو
شيكافته س، دوباره شسته س، حالا پس اورده اس !

ميگد از رنگش خوشم نيومدس !!
اين پارچه دون ، حج آقا !
لطفآ پولمو پس بديند…..!

راستي راستي كه خيلي ناكس ونانجيب و پدر سوخته س !!!

عکس زیبا از هنرمندی آقایون در بافتن! هنر نزد آقایان هست و بس طنز ایران

لطیفه خدا ناظر نیست !! طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۶ مهر, ۱۳۸۸

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود.

یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

بانوان بخوانند !!!فقط !!

. دائما به شوهرتان بگویید :
ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید
و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :
اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !

. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید :
اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!

. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ،
به طرز فجیعی از ته حلق بگویید :
هوووووووووووووووووق !

. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ،
به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید !

هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ،
به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !

دائماً در حضور شوهرتان ،
از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !

برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید
که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی
و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده !

اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ،
برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ،
با دلخوری بگویید :
اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم
حتما برام یه ماکسیما می خرید !

هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ،
برای ضد حال زدن به او بگویید :
عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم
باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!

هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید :
عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت
مشغول نیست و حواست جمع کارته !

هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید :
عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که
در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

از همسرتان معنای عشق را بپرسید
و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد
و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید :
ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت
و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ،
سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند
که این راز به گوشش نرسد !

و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ،
شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ،
با توجه به قحطی شوهر در جامعه ،
با چشمانی پر از اشک به او بگویید :
منو ببخش عزیزم.
و بعد از اینکه کاملا خر شد ،
عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!

علت منطقی کمک نکردن به خیریه وکیل پولدار !! طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۱۱ شهریور, ۱۳۸۸

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه. نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی…

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم این همه گرفتاری دارید…

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام، شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟!!


Translation form - Translate your comment!


  • Bita: ميدوني چه جور ميشه از يه مجرم اصفهاني اعتراف گرفت؟ . . . . . . دست و پاش را ببندي و ا
  • ashskan: in zana kardan daran
  • هانیه: خیلی زیبا و جالب بود من که 3 ساعت رو این سایت هستم تمام مطالبشو خوندم خیلی ازش لذت ب

لینک به طنز ایران



 

 

نظر سنجی

در حال حاضر در کجا ساکن هستید ؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...