طنز ایران

در بانک و آخر کلاس : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۰۷ آذر, ۱۳۸۹

در بانک و آخر کلاس : طنز ایران

درمان بی نظیر آزار شوهر : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۰۶ آذر, ۱۳۸۹

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

شیوه مدرن تقلب در امتحان : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۹ آبان, ۱۳۸۹

شیوه مدرن تقلب در امتحان : طنز ایران

برچسب‌ها: , , ,

کشیش وتست پسرش : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۶ آبان, ۱۳۸۹

کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت.

یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد.

به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:
یک کتاب مقدس،
یک سکه طلا
و یک بطرى مشروب .
کشیش پیش خود گفت :
« من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید. آنگاه خواهم دید کدامیک از این سه چیز را از روى میز بر می‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنیش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلى عالیست. اگر سکه را بردارد یعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نیست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.»
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و یک راست راهى اتاقش شد. کیفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روى میز افتاد. با کنجکاوى به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.

کارى که نهایتاً کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد. سکه طلا را توى جیبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد . . .

کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت:

« خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سیاستمدار خواهد شد ! »

مردیکه خرس گنده خجالت نمی کشه !!از این جذاب تر نبود؟؟ طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۳ آبان, ۱۳۸۹

مردیکه خرس گنده خجالت نمی کشه !!؟؟ طنز ایران

چگونه دعوا شروع می شود : طنز ایران

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۱۹ آبان, ۱۳۸۹

شخصی از ملا پرسید: می دانی دعوا چگونه اتفاق می افتد؟

ملا بلافاصله كشیده ای محكم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!

نتیجه اخلاقی : بشما چه که چطوری اتفاق میفته

و دوما از ملا چیزی نپرسین

و سوما اگه دیدی دستشو بلند کرد زود در رو

و چهارما بیکاری که با این مطلب میری سر کار


Translation form - Translate your comment!


  • Bita: ميدوني چه جور ميشه از يه مجرم اصفهاني اعتراف گرفت؟ . . . . . . دست و پاش را ببندي و ا
  • ashskan: in zana kardan daran
  • هانیه: خیلی زیبا و جالب بود من که 3 ساعت رو این سایت هستم تمام مطالبشو خوندم خیلی ازش لذت ب

لینک به طنز ایران



 

 

نظر سنجی

در حال حاضر در کجا ساکن هستید ؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...