تعاریف بزرگان از زنان قسمت اول :طنز ایران

دختران دو دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)

در زندگی یک مرد دو روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از زنی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترقیب کنید (برنارد شاو)


لطیفه های ریزه میزه : طنز ایران

ترکه زن ژاپنی ميگيره هر پنج دقيقه بهش ميگه خوب خوابت مياد برو بگير
بخواب….! :)))))))

لره زنگ ميزنه قم ميگه آقا لطفا يه امام جمعه برای ما بفرستين… ميگن:
يکی فرستاديم… لره ميگه: اونو کشتيم باهاش امامزاده ساختيم يکی ديگه
بفرستين !!! :))))))))

ترکه رو می برن دادگاه بهش ميگن چرا زنت رو کشتی، اونم شب دوم عروسيت؟
ميگه آخه باکره نبود.. ميگن خوب همون شب اول می کشتيش، ميگه آخه اون شب
بود..!! :)))

ترکه ميره کلانتری ميگه جناب سروان طوطی من گم شده… افسره ميگه خوب
حالا ما چکار کنيم برات؟ ترکه ميگه هيچی، فقط ميخواستم بگم هر فحشی که به
آخوندا ميده نظر شخصی خودشه…. :))))

چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذليل… جوونی، دوست دختر
ذليل…ميان سالی، زن ذليل….پيری، فرزند ذليل… بعد از مرگ، ذليل
مرده….:))

يه روز يه تركه مي ميره شب اول قبر…… 62 فرشته ميان پيشش 2 تاشون ازش
سوال مي كردن 60 تاشون حاليش مي كردن :)))))))))))))))))))

يارو ميره خواستگاري، از دختره خوشش نمياد، به باباي عروس ميگه: ما ميريم
يه دور ميزنيم، بر مي‌گرديم

ترکه بچش کور بدنيا مياد، پسر هم بوده؛ اسمشو ميزاره حيدر مريم زاده :)))))))

زن رشتیه زايمان مي‌كنه، رشتیه با يه دسته گل بزرگ ميره بيمارستان و به
زنش ميگه: مادر شدنت مبارك! زنش ميگه: ممنون، اميدوارم تو هم يه روز پدر
بشی….. :)))))

مگسه توي سالگرد ازدواجش، همسرش رو بغل مي‌كنه و بهش ميگه: عزيزم، من تو
رو با هيچ گهی عوض نمي‌كنم… :)))))

ترکه ميره کتابخونه کتابش رو پس ميده… خانم کتابدار ميگه: خوب کتابش
جالب بود؟ ميگه والا شخصيت زياد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره
ميگه: ای وای پس اين شما بودين دفترچه تلفن منو برده بودين؟ :))))

مي دوني آماره ازدواج در چه حيوني بيشتر است ؟ ………تو حلزون چون هم
خونه داره هم ماشين :))

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه
هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود :))))

ترکه کا رخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند
روی عمامه ها آرم نایک می زده :)))))))

از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم

ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه “سحر” صدات
کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره …!!

لره با شلوار ورزشی میره مسجد بهش میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد
میگه امروز مسابقه قرآن دارم

اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱
لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه:
لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟

ترکه میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن ترکه ! ۱.. سامسونتشو می زاره تو
زنبیل ۲.. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه

به ترکه میگن “علی یارت” میگه یار خودتون تیم ما تکمیله !

ترکه اسم پسرشو ميزاره حسين، بعد هر دو دقیقه یکبار ازش ميپرسه حسين جان تشنت نيست

ترکه مي ره آزمايشگاه با پرستاره دعواش مي شه ميگه اصلا «انمو» بدين مي خوام برم


حکایت جالب زیرکی راننده انیشتن بیش از خود انیشتن : طنز ایران

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت “سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد”سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.


طنز : عکسی دیدنی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت : طنز ایران

عکسی دیدنی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت : طنز ایران


دختران دانشجو در دانشگاههای دولتی – طنز ایران

نكته : تمامي اين اتفاقات براي دانشجويان پسر هم مي افته پس لطفاً پز نديد !!
ويژگي هاي کلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!! دختران دانشجو
خصوصيات دانشجويان دختر: [(دنباله...)]
ترم ۱- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد (يکي در هر ۱۰ ميليون سال) همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند. طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.ب ه پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند. تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند. سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد. سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند. کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود. نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند. اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم ۳ – به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند. به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!! سوژه خنده پيدا مي کنند. همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا ۴ جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند. مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود. در جواب سلام شما ميگويند سلام!
ترم ۴ – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند. ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد! در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي “پر پسر” عبور ميکنند. شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه! (نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: ۱- دختره ترم ۴ درس ميخونه. ۲-شما خوشتيپيد!! ۳ – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!) شروع ميکنن به نوشتن جزوه ! هر ۲-۳ شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا. (خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن! (آره جون خودت ، بيچاره پدر ، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند: سلام.چطوري؟خوبي؟
ترم ۵ –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند! چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند ( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي) کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد. از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است! (اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند! يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند. کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند. سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند! در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقيقه!) مي گويند: اوا … سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست….خاک بر سرت!)
ترم ۶ – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!
ترم ۷ – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم ۸– دوباره آدم ميشوند. ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا…….!) جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است. مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند. در به در دنبال شوهر ميگردند. به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند. به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند !! دانشجويان دختر


مقایسه غذاخوری دانشگاه هارواد با دانشگاه آزاد اسلامی ( قیاس مع الفارغ ) طنز ایران

مقایسه غذاخوری دانشگاه هارواد با دانشگاه آزاد اسلامی ( قیاس مع الفارغ ) طنز ایران
رستوران و نهار خوری دانشگاه هاروارد
نهار خوری (غذا خوری ) در دانشگاه آزاد اسلامی


Translation form - Translate your comment!