”’حمید مصدق خرداد 1343″
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
“جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق”
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

… عضويت در طنز ايران

(72 votes, average: 489 out of 5)
این شعر فروغ نیست؛چون اصلا چیز خاصی در اون نیست و در ضمن پر از غلط وزنیه.چرا کارهای ضعیف رو به شاعرانی مثل فروغ نسبت می دین؟
سلام بانظر امید کاملا موافقم شعر دومی کجاش مال فروغ فرخزاده…….کاش قبل از گذاشتن مطلب خوب تحقیق میکردید…..
بیخیال
چرا حس قشنگ عشق رو توی هر دو تا متن زیبا نمیبینین
هر کسی که این شعر رو گفته دست کم عشق رو درک کرده
بیایم عشق رو درک کنیم