1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (4 votes, average: 425 out of 5)
Loading ... Loading ...

داستان بسيار جذاب استفاده ابزاري از F.B.I

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد .

او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد.

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم.

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.

من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخممی زدی.

دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد:

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.

صبح فردا 12 نفراز مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند.

بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفتکه چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.

نتیجه اخلاقی
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.


19 جواب برای “داستان بسيار جذاب استفاده ابزاري از F.B.I”

  1. جالب بود ، مرسي
    به پدر و مادر خود نيكي كنيد به هر وسيله اي كه مي توانيد.

  2. بسيار جذاب بود – سايتتون حرف نداره ممنون

  3. كلا مي گن زنداني ها از اساتيد دانشگاه داراي آي كيو بيشتري هستند !

  4. مرحبا بر پسر تيزهوش

  5. اگه ايران بود حتما اسلحه را پيدا مي كردن يا تا پيدا نمي كردن ول كن نبودند

  6. قشنگ بود

  7. حرف نداشت

  8. یعنی کی اسلحه ها رو برداشته . . . . . . . . . . . . !!!!!!!!!؟؟؟

  9. می توانم بگم شما با این نتیجه ای که گرفتین منو به وقایع روشن کردین ممنون از شما

  10. اي ول به پسرش ..

  11. mamnon az in saite zibaton)
    asheghe_tanha401@yahoo.com

  12. هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد مانع ذهن است

  13. ممنون

  14. besyar ziba va ghashang bood merci agar yaad begirim ba zehn mitoonim hame kaari anjam bedim

  15. che pesare bahooshi

  16. من واقعا از نتیجه اخلاقیش استفاده خواهم کرد مرسی

  17. سلام اين داستان برگرفته از ادبيات ايران عزيز خودمان است لطفا سري به كتابهاي فارسي قديم مدارس بزنيد اين شعر را پيدا ميكنيد( نابرده رنج گنج ميسر نميشود مزد آن گرفت جان برادر كه كا ركرد ) متاسفانه عنوان درس يادم رفته داستان اينطور بود كه مردي پسران تنبلي داشت و ……..

  18. thanks a lot . thats very nice .خارجی نوشتم :smile: حال کنید

  19. یه جک می نویسم اما اگه صلاح دیدید که درج نشه مشکلی نیست درک می کنم آخه این جک توی جک های شما نبود.

    یه روز مسابقه ای بوده برای اینکه ببینن کدوم سرویس ضداطلاعاتی موفق ترین در دنیاست
    صورت سوال رها کردن خرگوشی در جنگل آمازون بوده و جواب پیدا کردن اون خرگوش در کمترین زمان ممکن!
    CIA با استفاده از امکانات مدرن راداری و دید در شب و سنسور های گرمایشی و خلاصه هزار جون کوفت و زهرمار در 12 دقیقه خرگوش رو پیدا کرده تحویل میده
    Intelligent Service هم با تمام امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خودش ظرف مدت 10 دقیقه رکورد آمریکا رو میزنه
    موصاد میاد و اونهم با امکانات مجهز خودش میره و خلاصه 9 دقیقه و 30 ثانیه پوز انگلیس رو هم می زنه در همین هاگیرواگیر یک… …با یک … و یه بیسیم و یه کلت میاد و میگه من از….هستم و می خوام تو مسابقه شرکت کنم ، بعد از کش و قوص های زیاد قرار میشه که ایشون هم برن خرگوش رو پیدا کنن! می ره و تو جنگل و در حالیکه همه کف کرده بودن میبینن که 57 ثانیه بعد بیسیم زد که ماموریت انجام شد دیگه همه داشتن صورتشون رو خنج میزدن کهمی بینن برادر آمد و کلت رو پذاشته پشت سر یه خرس و داره میاردش و بهش میگه یالا بی پدرمادر اعتراف کن خرگوشی و الا همینجا خلاصت می کنم…

نظر بگذارید

Translation form - Translate your comment!