طنز ایران, طنز برتر ,طنز زیبا,لطایف طنز,عکس طنز,کاریکاتور و طنز نوشته هاي خواندني و خنده دار

طنز ایران

مناجات بسیار جذاب گنجشک با خدا ! لطف خدا حتی در لباس قهر ! -غیر طنز – مناجات و عرفانی

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۳۸۸

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (125 امتیاز, میانگین: 4.90 از 5)
Loading ... Loading ...

گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم که دردهايش را در خود نگاه ميدارد…..
و سرانجام گنجشک روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي کسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم کجاي دنيا را گرفت ه بود؟ و سنگيني بغضي راه کلامش بست.

سکوتي در عرش طنين انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمين مار پر گشودي.
گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسيار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي! اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت …
هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد …

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

۲۳ پاسخ برای "مناجات بسیار جذاب گنجشک با خدا ! لطف خدا حتی در لباس قهر ! -غیر طنز – مناجات و عرفانی"

1 | MAJID

۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۴ ب.ظ

قربونت برم خدایا که این همه مهربون،کریم،رحیم،غفور،دانا،توانا و … هستی.
من رو مثل اون گنجیشکه کمک کن…

2 | parisa

۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۹ ب.ظ

کاش ما هم دلی به صافی دل گنجشک داشتیم تا به دلیل مشکلاتی که سر راهمان قرار می گرفت این قدر بی تابی نمی کردیم

3 | parisa

۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۴۱ ب.ظ

کاش ما هم دلی به صافی دل گنجشک داشتیم تا دلیلی برای مشکلاتی که سر راهمان قرار می گرفت پیدا می کردیم

4 | حسین

۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۴۸ ب.ظ

سلام
خیلی قشنگ بود

5 | نگین

۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۰ ق.ظ

به به به به چه زیبا :razz: گره دار هم نبود اصلا :roll:

6 | علی

۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۰۶ ب.ظ

فقط خدا……………………..

7 | mina

۳۱ خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۶ ب.ظ

inghad too in site harfaye bado tohin amiz khoondam ke hichi nemitoonest boghzamo beshkoone.mamnoon babate in bakhshetoon.vaghti harfe khoda mishe adam hes mikone too aghoshe ye donya aramesho etminan khabide.khodaya midooni dooset darimo eshghemon be to bimarze.az poshte pc miboosamet eshghe haghighi…

8 | فردين

۲ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۲ ب.ظ

بسيار عالي

9 | زهره

۳ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۲۱ ق.ظ

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!
عالی بود این نوشتخ محشر

10 | الناز

۳ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۰۸ ب.ظ

خیلی واسم جالب بود ! چقدر زیبا حقیقت رو بیان کرده بود ! منم از این معجزات زیاد دیدم ! همیشه تو تنهایی ها و بی قراری هام خدا رو کنارم دیدم

11 | sajad

۹ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۱۳ ق.ظ

دل گنجشک پاک ولی ما چی ما فقط اومدیم تا گناه کنیم :cry:

12 | حمید

۱۵ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۲۰ ق.ظ

خدایا کرمتو شکر” وقتیم با ما قهری هوامونو داری ” قهراتم تکه
یه دونه ای” دوست دارم” ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

13 | محمد

۲۴ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۳ ق.ظ

برای من هم مانند این گنجشک خدا مشکلی ایجاد کرده که هنوز نفهمیدم چه کرمی در کار بوده!

14 | vali

۲۹ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۴ ب.ظ

خدایا دیدگانم را باز کن
تا زیبایی ها راببینم
مگر جز تو کسی را داریم ؟؟؟؟؟؟؟

15 | sahar

۸ مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۴۹ ب.ظ

به نام خدا
سلام خدایا هر کی مثل من با خوندن این متن دلش شکست دستشو بگیر. خدا جون دوستت دارم عاشقتم. گناه ما جوونها رو ندیده بگیر

16 | shahab

۲۱ شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۱ ق.ظ

خیلی حال کردم باعث شد به خودم بیام
برای من هم یک اتفاق مشابه این افتاده (البته خونم خراب نشده ازش دور شدم) امیدوارم که صلاحم این طور باشه .

17 | آزاده

۲۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۸ ب.ظ

سلام …
ازداستان گنجشك خيلي خوشم اومد…واسم جالب بود…
بااجازت اين داستانتوتو وبلاگم كپي كردم اگه راضي نبودي بيا وبم بگو پاكش كنم…
ممنونم آزاده…

18 | وروجك

۲۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ

سلام………………….. داستانت عالي بود ممنون……………………………………………………………………..به وب منم سر بزنيد…………………………………..
………………….
…………………………………….
………………………………………. خدا حافظ

19 | j

۲۱ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۵۶ ب.ظ

به گوسفنده گفتند شاهدت کیه؟

گفت : دنبم

20 | javad

۲۲ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۰۴ ق.ظ

ملا:آقای دکتر به محظ خوردن اولین لقمه شکم درد میگیرم

دکتر:خوب عزیزم لقمه اول را کنار بگذار و با لقمه دوم

غذایت را شروع کن

21 | sina

۲۳ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۶:۰۸ ق.ظ

سلام خيلي عالي بود حقيقتش منم با خدا قهر كرده بودم با اينكه خودش ميدونه چقدر دوستش دارم خودمم ميدونم كه قهر كردن با خدا كار اشتباهي است و اينم ميدونم اين مشكلاتي كه سر راهم قرارداده بازم به نفع خودم هست ولي با اون قهر كردم ولي اين مطلب بهم تلنگري زد تا باز به سوي خدا برگردم.
ازت خيلي ممنونم عزيزم

22 | گلی

۴ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۳۷ ب.ظ

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

23 | آیلار

۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۱۵ ب.ظ

شهاب برات دعا میکنم برگردی به خونت هیچ جا خونه آدم نمیشه
آخه چرا وقتی پسرا قهر میکنن از خونه میرن؟

نوشتن نظر

Translation form - Translate your comment!


  • Bita: ميدوني چه جور ميشه از يه مجرم اصفهاني اعتراف گرفت؟ . . . . . . دست و پاش را ببندي و ا
  • ashskan: in zana kardan daran
  • هانیه: خیلی زیبا و جالب بود من که 3 ساعت رو این سایت هستم تمام مطالبشو خوندم خیلی ازش لذت ب

لینک به طنز ایران



 

 

نظر سنجی

در حال حاضر در کجا ساکن هستید ؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...