طنز ایران, طنز برتر ,طنز زیبا,لطایف طنز,عکس طنز,کاریکاتور و طنز نوشته هاي خواندني و خنده دار

طنز ایران

زندگی انسان طنز گونه

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۱ شهریور ۱۳۸۷

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (11 امتیاز, میانگین: 4.18 از 5)
Loading ... Loading ...

خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد

******************************************
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد

******************************************
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد…!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند…!!!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

۷ پاسخ برای "زندگی انسان طنز گونه"

1 | 3ayeh

۲۴ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۳:۲۱ ب.ظ

خداییش خیلی با حال بود من که کلی خندیدم وخیلی همبا این مسئله موافقم.

2 | آژین

۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۵۳ ب.ظ

با کمال تاسف آسایشگاه های ما در حال انفجار هستنتد :???:

3 | sajad

۶ تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۴ ب.ظ

فوق العاده زیبا ……. حال کردیم

4 | SAAM

۲۰ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۲ ق.ظ

سایه خانم منم با شما موافقم.

5 | مينا

۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ

واقعا قشنگ بود مرسي.

7 | آیلار

۱۷ مهر ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۲۱ ب.ظ

نمیدونم دکتر انوشه از سایت شما استفاده میکنه یا شما صحبتهای ایشون رو مینویسید!!!!!!

نوشتن نظر

Translation form - Translate your comment!


  • Bita: ميدوني چه جور ميشه از يه مجرم اصفهاني اعتراف گرفت؟ . . . . . . دست و پاش را ببندي و ا
  • ashskan: in zana kardan daran
  • هانیه: خیلی زیبا و جالب بود من که 3 ساعت رو این سایت هستم تمام مطالبشو خوندم خیلی ازش لذت ب

لینک به طنز ایران



 

 

نظر سنجی

در حال حاضر در کجا ساکن هستید ؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...