شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸
شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸
جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸
ترکه زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر
بخواب….! :)))))))
لره زنگ میزنه قم میگه آقا لطفا یه امام جمعه برای ما بفرستین… میگن:
یکی فرستادیم… لره میگه: اونو کشتیم باهاش امامزاده ساختیم یکی دیگه
بفرستین !!! :))))))))
ترکه رو می برن دادگاه بهش میگن چرا زنت رو کشتی، اونم شب دوم عروسیت؟
میگه آخه باکره نبود.. میگن خوب همون شب اول می کشتیش، میگه آخه اون شب
بود..!! :)))
ترکه میره کلانتری میگه جناب سروان طوطی من گم شده… افسره میگه خوب
حالا ما چکار کنیم برات؟ ترکه میگه هیچی، فقط میخواستم بگم هر فحشی که به
آخوندا میده نظر شخصی خودشه…. :))))
چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذلیل… جوونی، دوست دختر
ذلیل…میان سالی، زن ذلیل….پیری، فرزند ذلیل… بعد از مرگ، ذلیل
مرده….:))
یه روز یه ترکه می میره شب اول قبر…… ۶۲ فرشته میان پیشش ۲ تاشون ازش
سوال می کردن ۶۰ تاشون حالیش می کردن :)))))))))))))))))))
یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه: ما میریم
یه دور میزنیم، بر میگردیم
ترکه بچش کور بدنیا میاد، پسر هم بوده؛ اسمشو میزاره حیدر مریم زاده :)))))))
زن رشتیه زایمان میکنه، رشتیه با یه دسته گل بزرگ میره بیمارستان و به
زنش میگه: مادر شدنت مبارک! زنش میگه: ممنون، امیدوارم تو هم یه روز پدر
بشی….. :)))))
مگسه توی سالگرد ازدواجش، همسرش رو بغل میکنه و بهش میگه: عزیزم، من تو
رو با هیچ گهی عوض نمیکنم… :)))))
ترکه میره کتابخونه کتابش رو پس میده… خانم کتابدار میگه: خوب کتابش
جالب بود؟ میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره
میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بودین؟ :))))
می دونی آماره ازدواج در چه حیونی بیشتر است ؟ ………تو حلزون چون هم
خونه داره هم ماشین :))
مادره به بچش میگه : می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطونه گولت زد. بچه
هم میگه :آره ولی لگدی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود :))))
ترکه کا رخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند
روی عمامه ها آرم نایک می زده :)))))))
از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم
ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه “سحر” صدات
کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره …!!
لره با شلوار ورزشی میره مسجد بهش میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد
میگه امروز مسابقه قرآن دارم
اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱
لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه:
لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟
ترکه میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن ترکه ! ۱.. سامسونتشو می زاره تو
زنبیل ۲.. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه
به ترکه میگن “علی یارت” میگه یار خودتون تیم ما تکمیله !
ترکه می ره آزمایشگاه با پرستاره دعواش می شه میگه اصلا «انمو» بدین می خوام برم
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۸
سه شنبه ۹ تیر ۱۳۸۸
کتابی امده است که خداوند مردان را افرید برای نشان دادن قدرتش اما این با عقل اصلآ جور در نمی اید چون مردان هیچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
بعضی پسرا برای این که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها الیه شانه ها یا کمر خود بلند میکنند
دیگر از ان هیکل و شکم مردان قدیم خبری نیست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی میروند و هر کدام به جای وانت پیکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش میشوند و موهای خود را بر باد میدهند.
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا مکنی بنیادم
پس این بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران آیه و قدرت خداوندی نیست پس این سوال بر همگان به وجود میاید که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس میکشند؟؟؟
ایا این همآن خشم و غضب خدا نیست؟
ایا این همان عذاب الهی نیست؟
چه عذابی از این بالاتر که پسری به دختری بگوید دوست دارم؟
این همانند انی است که عزراییل به فردی لبخند بزند و بگوید عزیزم بیا بغلم.
خبر جدید:
طبق امار گرفته شده به نتیجه رسیده ایم که اکثر دخترانی که والدینشان نفرینشان میکنند و به قول معروف اق والدین میشوند دچار این گونه عذابهای الهی میشوند .
اخطار:*
به تمامی دختران توصیه میشود هر گاه به همچین موجودی برخورد کردید میتوانید از کلمه ی « بسم الله الرحمن الرحیم »استفاده کنید چون انها میپرند.
به امید روزی که خداوند به تمام عذابهایش خاتمه دهد و در رحمت( زیبا دختران گل عسل طلا ) خود را به روی بندگانشدبگشاید.
امین یا رب العالمین
دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸
یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸
شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸
روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشک آبادانی میره طرفش میگه کاکا وسعت پر و حال میکنی عقابه میگه بروحوصلت و ندارم گنجشکه بازم پیله میکنه میگه کاکا وسعت باله رو حال میکنی عقابه بازم میگه بروحوصلت و ندارم وگرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه گنجشکه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کاکاهیکل و حال میکنی
آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!..
دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.
دومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟
آبادانیه میره تو یه کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!
یک تهرانی داشت برای یک آبادانی لاف میزد و میگفت : من یک سگ دارم وقتی میخواد بیاد تو خونه در میزنه!آبادانیه گفت : ولک , مگه کلید نداره ؟
یک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟
خبرنگار از یه آبادانی میپرسه ، جمعیت آبادان چقدر هست؟ آبادانی در جواب میپرسه با حومه یا بدون حومه؟ خبرنگار میگه با حومه آبادانی میگه با حومه میشه هفتاد میلیون
جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸